خرید بک لینک

بازار شعبده گرمست و

تنور فریب و وعده، داغ.

شعبده بازانی به انتخاب میداندار،

در گوشه و کنار ایرانشهر،

به تمنای گوشۀ چشمی،

می کنند عشوه و ناز.

یکی سیمرغ و دیگری طاووس،

وان یکی همای وین یکی ققنوس،

می دهند سراب رفاه کیکاووس.

هرچند در نهان می خندند،

از این همه وعده های درهم جوش.

لیک،

مردمان خسته و رنجور،

مانده زیر بار ستم چو ستور.

به امید گردۀ نانی،

که شود کنج سفره شان پیدا،

می شوند ملعبه این خرگاه.

باز روز از نو و کورسویی نو.

سفرۀ خالی دیجور،

پیش چشم مردمان ستم کشیدۀ مقهور،

می گشاید بال.

وعده را نوش جان کن ای محروم!

انتخاب اوست،

این گرد حرمان به جای گردۀ نان.

چون شدی مضحکه و گول این ستمکاران.

                            

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی