این نکته امری پذیرفته شده است که هنر و جامعه اثری تعاملی و دو سویه بر یک دیگر دارند. به عبارتی این دو از هم متأثر می شوند و بر یکدیگر اثر می گذارند. نمونه گویا و عینی همین شرایط امروزی روند هنر ( به ویژه در قالب تلویزیون) در معرض جامعه و اثر پذیری آن از نیروها و عوامل مسلط در رسانه است.
دیشب در برنامه ای که مجری آن آقایی است که به ااصطلاح مردم، لولهنگش زیاد آب ور می دارد. شاید از زور استیصال و شاید به باور در برنامه هایش به سیاست و اقتصاد پرداخته و خودش را در قالب منتقد و نظریه پرداز سیاسی و اقتصادی و ... جا می زند. در برنامه ای به مسؤل سیاست خارجی می تازد و در برنامه ای دیگر روند اقتصاد کشور را به سخره می گیرد.شاید برای لقمه نانی بیشتر!!
غافل از اینکه وظیفه هنری و اجتماعی و اخلاقی هنرمند اقتضا می کند که در اعتلای اخلاق و هنر جامعه بکوشد. نه اینکه در قالب مزدوری آنچه را که اربابان قدرت و ثروت به او دیکته می کنند؛ طوطی وار بدون آگاهی از کم و کیف آن تکرار نماید.
پرسش این است. آیا با این عوام فریبی ها و رفتار های حقیر پوپولیستی در عرصه هنر و اجتماع وی در جایی ماندگاری خواهد یافت؟ این چنین که مرگ هنر در منش و رفتار افرادی چون وی تجلی می یابد. جامعه از این روش سخیف الگو گرفته و بدین باور می رسد که شاید گفته های پوپولیستی ایشان راهی به حقیقت دارد.
اگر چند صباح دیگر رکود اقتصادی به رونق بدل گردد. به گونه ای که ایشان مجبور به تملق و چابلوسی و اجرای روش دیکته شده اربابان زر و زور مسلط بر جامعه نباشد. از یادآوری این رفتار، گفتار و کردار سخیف خویش انگشت ندامت به دندان نمی خاید؟؟
این جاست که به اهمیت گفته حسین بن علی آزاد مرد اسلام پی می بریم که فرموده است: هیهات من الذله!
در زمانی که خذف را صدف نامند مگسان را عقاب آسمان دانند
شاد زی 19/1/96
برچسب:
نویسنده: یاسین موسویپور